
چند روز پیش هوس کردم یه سر به دنیای چت روم ها بزنم....یه راست هم رفتم روم کله گنده ها...
دیدم تو این همه آدم کار درست یکی گیر داده به اینکه : یه پیرزن ۷۰ ساله جهت درد دل نیازمندیم.
با خودم گفتم تو این روم که از این خبرا نبود...شاید این بوش مارمولک باز داره سر به سر لیزا رایس میذاره . واسش پی ام دادم که دیوونه شدی همه دنبال باطری قلمی هستن..اونوقت تو واسه ذغال سوخته داد میزنی...
گفت من دیگه آخرای عمرمه می خوام یه کم درد دل کنم بلکه سبک شم...
از اونجائی که یه کم فوت و فن رایانه رو بلد بودم بدون اجازه آقا وب کمش رو دیدم....
وای خود صدام بود...
گفتم ناقلا مگه قرار نیست اعدامت کنن پس واسه چی تریپ پیرزن کش زدی....با عصبانیت گفت : واسه چی منو دیدی...بچه پررو ...همون که مخ لیزا رو زدی و عاشق خودت کردیش بس نبود ..می خوای پیرزن منو هم از چنگم درآری......
گفتم نه بابا چکاره تو دارم....تو مگه قرار نیست اعدام بشی...
صدام گفت : بوش و بلر تو دادگاه بهم گفتن زیاد حرف نزنمو پته همه رو رو آب نریزم اونا هم یکی دیگه رو جای من اعدام میکنن و منم با این هویتی که میبینی زندگی میکنم...
باقیش هم به تو ربطی نداره....
البته این مصاحبه ادامه داشت...ولی چون وارد جاهای باریک شد...سانسورش کردم
نوشته شده توسط حامدفردین در پنجشنبه 18 آبان 1385 و ساعت 06:11 ق.ظ